فضائل امیرالمومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام علی مع الحق والحق مع علی،لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار درباره وبلاگ سلام علیکم و رحمة الله و برکاته قال الله تعالی: ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی دوستی علی ابن ابیطالب (علیه السلام) قلعه من است پس هرکس وارد قلعه ام شود از عذابم در امان است. بخونید و حض کنید و به داشتن پیشوایی چون امیر المومنین حیدر کرار مولی الموحدین امام علی ابن ابیطالب علیه آلاف التحیة والثناء افتخار کنید. الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی ابن ابیطالب علیه السلام شکر مخصوص خداوندی است که ما را از دوستداران علی ابن ابیطالب علیه السلام قرار داد. آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان جمعه 18 اسفند 1391برچسب:فضائل علی علیه السلام, :: 13:14 :: نويسنده : هیچی!
در جنگ خندق، قريش با ده هزار نفر آمدند. پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله و مسلمانان برای حفظ مدينه، با تعليم سلمان فارسی خندقی حفر كردند تا ارتش دشمن نتواند وارد مدينه شود. عمرو بن عبدود كه با هزار سوار برابر بود با اسب از خندق پريد. اصحاب پيامبر صلی الله عليه و آله از رويارويی با او هراس داشتند. عمرو به آنها نگاه میكرد و میگفت: «شما میگوييد: هر كس از شما توسط ما كشته شود، به بهشت میرود. آيا از شما كسی نيست كه بخواهد بهشت برود؟» كسی پاسخ او را نمیداد تا اين كه گفت: «ولقد بححت عن النداء بجمعكم هل من مبارز؛ بس كه فرياد كشيدم و در ميان جمعيت شما مبارز طلبيدم، صدايم گرفت!» همه میترسيدند، تا اين كه پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله فرمود: «چه كسی به جنگ او میرود؟ علی عليه السلام فرمود: «من». پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله عمامه خود را بر سر او بست. علی عليه السلام وقتی با عمرو مواجه شد، به او گفت: «تو گفتهای كسی كه به مبارزه من درآيد، از سه حاجت او يك حاجت را اجابت میكنم. اينك من حاجاتم را میگويم. 1- بيا و مسلمان شو. گفت نمیشود. 2- لشكرت را بردار و برگرد. گفت: نمیشود. 3- تو سواری و من پياده، پياده شو تا بجنگيم. گفت: خيال نمیكردم در عرب كسی چنين آمادگی يا چنين خواستهای داشته باشد. عمرو پياده شد و اسب خود را پی كرد. با شمشير به حضرت علی عليه السلام حمله كرد. حضرت علی عليه السلام سپرش را مقابل ضربه او گرفت، سپرش دو نيم شد و شمشير به سر حضرت علی عليه السلام اصابت كرد. همانجا كه بعدها مورد اصابت شمشير ابن ملجم قرار گرفت. حضرت علی عليه السلام نيز شمشيری به پای عمرو زد. او بر روی زمين افتاد و حضرت علی عليه السلام روی سينه اش نشست. اگر مسلماني، كافری را میكشت، تمام لباس و وسايل او را بر میداشت و مال او بود. ولی حضرت اين كار را نكردند. وقتی خبر به خواهر عمرو رسيد گفت: اگر لباسهای برادرم را در آورده بودند تا آخر عمر برای او گريه میكردم ولی آن كه عمرو را كشت پسر ابوطالب با اين بزرگواری است.»(11) پيوندها
|
|||
![]() |